|
اصولی که ادیبان، در مباحثات راجع به رسمالخط، بر آنها تکیه میکنند، از این قرار است:
١ – شیوهی متداول کاتبان قدیم، یعنی سنّت دیرین خطّ فارسی
۲ – آسانی ِخواندن و پرهیز از اشتباه
٣ – زیبایی ترکیب کلمات
۴ – اتّکا به قواعد منطقی دستور زبان فارسی
۵ – پیروی از شیوهی خطّ عربی، در موارد مشترک میان دو زبان فارسی و عربی
از این جمله، اصل اوّل هرگز ما را به جایی نمیرساند. کسانی که با نسخههای خطّی قدیم فارسی و خطوط خوشنویسان معروف آشنایی دارند میدانند که اوّلاً در هیچ موردی خطّ فارسی قاعدهی ثابت و واحدی نداشته است و ثانیاً در طیّ قرون متعدّدی که آثار ادبی زبان فارسی کتابت شده است، تحوّل و تغییر بسیار در شکل حروف و شیوهی نوشتن کلمات روی داده است. بنابراین از نسخههای قدیم نمیتوان حکم واحدی استخراج کرد. برای مثال میتوان شیوهی کتابت کسرهی اضافه را در حالیکه کلمه به هایِ غیر ملفوظ «ـه» ختم شده باشد ذکر کرد. در این مورد ابتدا بعد از کلمه، شکل «ی» نوشته میشد. مانند: خانهی من، بعد برای آنکه نشان بدهند که این حرف، یای اصلی نیست و تنها بر اثر التقاء (بههم رسیدن) دو کسره چنین تلفّظ میشود، در کتابت شکل آن را اندکی تغییر دادند و فقط سر ِحرفِ «ی» را نوشتند (یعنی نیمی از آن را)، پس از آن شاید برای آنکه حروف و کلمات کمتر جا بگیرد، این علامت را بالای حرف ِ«ـه» قرار دادند و آن را به شکل همزه در آوردند و این صورت از آن حاصل شد: خانۀ من.
در موارد فصل و وصل حروف و کلمات هم کمتر نسخهای را میتوان پیدا کرد که در سراسر آن قاعدهی واحدی برای نوشتن یک وجه مراعات شده باشد، تا آنجا که گاهی در یک سطر کاتب کلمهی واحد را به چند صورت نوشته است. یک مثال ِاین مورد حرف اضافهی «به» است که گاهی به کلمهی بعد وصل شده و گاهی جدا نوشته شده است.
با توجّه به این نکتهها در مییابیم که اتّکا به شیوهی نوشتنِ کاتبان قدیم، ما را به جایی نمیرساند و مشکلی را حل نمیکند. پس باید در پیِ اصولِ دیگری رفت.
اصل دیگر، زیبایی شکل کلمات است. بسیاری از کاتبان، خاصّه کسانی که خوشنویس بودهاند، در ترکیب کلمات از این اصل پیروی کردهاند و شاید اختلاف و هرج و مرجی که در شیوهی خطّ فارسی حاصل شده است بیشتر نتیجهی توجّه به همین نکته بوده باشد. در هر حال باید در نظر بگیریم که غرض اصلی از نوشتن زیبایی نیست، بلکه بیان مقصود است و اگر هم در بعضی از انواع خطوط چنین غرضی در کار باشد، اکنون که نوشتهها با حروف سربی چاپ میشود دیگر تفنّن در کتابت میسّر نیست و زیبایی بهکار نمیآید. پس باید این اصل را هم مردود دانست و به کنار گذاشت.
امّا پیروی از شیوهی خطّ عربی هم اصلی نیست که در همهی موارد قابل مراعات باشد. با آنکه خطّ فارسی و عربی یکی است و بسیاری از لغات در این دو زبان مشترک است، از حیث ساختمانِ زبان، میان عربی و فارسی آنقدر تفاوت و اختلاف وجود دارد که هرگز نمیتوان قاعدههای کتابت یکی را در دیگری نیز درست دانست و بهکار برد. مثالِ این مورد حرف ِهای غیر ملفوظ است که در عربی وجود ندارد، یعنی مثلاً صورت «به» که در فارسی نشانهی یک حرف صامتِ ب و یک حرف مصوِّت (کسره) است، در عربی همین شکل برای نشان دادن دو حرف صامتِ ب و ه، و دو مصوِّت پس از هر یک، نوشته میشود.
بنابراین در اتّخاذ روش واحد برای نوشتن کلمات فارسی تنها دو اصل میماند که باید مراعات شود: یکی اتّکا به قواعد منطقی دستور زبان فارسی و دیگر کوشش برای وضوح و پرهیز از اشتباه.
امّا در ضمن این دو اصل، باید همواره در نظر داشت که تا هر جا ممکن باشد از بدعت و دوری از اسلوب معمول پرهیز شود، زیرا اگر بخواهیم در این شیوه افراط کنیم روش ما با روش متداول، اختلاف بسیار حاصل خواهد کرد و این اختلاف، خود بسیاری از مشکلاتی را که از تغییر اساسی و کلّی خط پدید میآید، در بر خواهد داشت.
نظرات 5 | 7:12 AM دوشنبه، 20 دی هزار و سیصد و هشتاد و نه | نويسنده:
محمد احمدي | موضوع: عمومی
|