انتظار یار

 

 سر بر آیینه نهادم تا ببینم رویت         بوسه بر مشک نشاندم تا ببوید مویت
دیده بر هم نزدم تا مگرم بازآیی         بنهم سر به ره خاک در مشکویت
همه شب حوصله‌ام را به تو می‌پردازم  شایدم باز کنی مهر رخ دلجویت
سفر از خاک به افلاک میسّر چه شود   چون نباشد هنری از کرم نیکویت
همه احرار در این کوی گذرها کردند   به امیدی که ببینند خمِ ابرویت
ناله‌های سحر و اشک شب آورد پدید   «قطره»‌ای مست که افتاده به خال رویت



نظرات 1 | 12:57 PM چهارشنبه، 4 خرداد هزار و سیصد و نود | نويسنده: محمد احمدي | موضوع: اشعار من

غم تنهاییم

 

 

 

با پرستوها بگویید از غم تنهاییم

از خیال خسته و از ماتم تنهاییم

مانده‌ام تنها میان سرزمین خامشی

کو سلیمانی که گیرد خاتم تنهاییم؟

داغدار لحظه‌های همرهی با آفتاب

چون حبابی خیس خورده از نم تنهاییم

انقلابی کرد چشمان سحرخیز عطش

بر لبان خشک‌سوزِ عالمِ تنهاییم...!

 



نظرات 8 | 5:29 PM سه شنبه، 9 فروردین هزار و سیصد و نود | نويسنده: محمد احمدي | موضوع: اشعار من

امید آسمانی

 

 

عجب دور است راه زندگانی!

عجب تلخ است این شهد جوانی!

سواران بر تنم تازنده رفتند

نشست از پای، پای زندگانی

گذر کردم هزاران بار زین شهر

ندیدم حیف! روی مهربانی

خیابان‌های این شهر شکسته

نشان‌دارنده‌ی هر بی‌نشانی

دگر این کوچه‌ها با ما غریبند

غریبان را نشاید هم‌زبانی

کجا باید بیابم دوستی را؟

پلاک خانه‌ی شیرین بیانی؟

ز بس نوشیده‌ام زهر ملامت

سلامت رفت و آمد ناتوانی

طبیبم دارویی بخشید ما را

به یک «قطره» امید آسمانی

 



(نظر بدهید.) | 5:28 PM سه شنبه، 9 فروردین هزار و سیصد و نود | نويسنده: محمد احمدي | موضوع: اشعار من

دیگر برایم عجب نیست...!

 

 

دیگر برایم عجب نیست

آواز یک پای عریان

خندیدن کولی شهر

نالیدن مرغ بریان

عادت نمودم ببندم

چشمان خود بر حقایق

باور نمودم دروغست

پابندی عشق و عاشق

دنیای امروز، ای وای!

وارونه و گونه‌گون رنگ

مزد خدومش یکایک

خونریزی و فتنه و جنگ

دیگر برایم عجب نیست

اشک یتیمان دلخون

رقصیدن دختر مست

بر گور مردان مجنون

دامان پاکی سیه‌رو

در گوشه‌ی شهر مستان

باید که هیزم برآورد

در چلّه‌ی تاب بستان

امروزمان رنگ دردست

فردایمان رنگ حسرت

دیروزمان را که برده؟!

فریاد از این رنج غربت

آیینه‌هامان شکستند

از تاری روی افیون

در گوشه‌های سیاهی

تصویرها درب و داغون

پلک تجمّل چه سنگین

بر چشم انسان فرو شد

انسانیّت مُرد و افسوس

انسان اکنون دورو شد

 


ادامه مطلب
(نظر بدهید.) | 5:27 PM سه شنبه، 9 فروردین هزار و سیصد و نود | نويسنده: محمد احمدي | موضوع: اشعار من

مهر خاموش

 

 

آسان دل از دست بردی، ای مهربان باور من

در آب و آتش نشاندی، این سینه را یاور من
                
کردی خمارم به مستی، از صبح روز الستم

دیوانه‌ات گشته جانم، این جان خوش باور من

در خانه ی دل نشسته، مهرت چنان گرم و جوشان

کز تن برون خواهد آمد، خورشیدی از خاور من

می‌گیردم غم نشانه، هر لحظه دور از جمالت

تا کی بسوزم در این داغ، ای ماه مهرآور من

گیرم دلم کاهلی کرد، در احترام جنابت

جانا روا این نباشد، سوزی تن لاغر من

عمریست گرد دو عالم، تشنه به دنبال آبم

تر کن ز لطف ای گرامی، لبهای خون‌پرور من

سوزی نهان شد دلم را، چون آتش تیه سوزان

رفتی چو از دیدگانم، جا کرده‌ای در بر من

اینک چه آسان، چه دشوار، این گوی آیینه صورت

هر سو که خواهی روان کن، ماه شب ساتر من

دریای عشقت مرا سوخت دریا که خود سرد سردست

آری ز داغت چنان شد، خون «قطره»ی پرپر من

 



(نظر بدهید.) | 2:36 PM شنبه، 6 فروردین هزار و سیصد و نود | نويسنده: محمد احمدي | موضوع: اشعار من

شیوه‌ی خطّ فارسی؛ دکتر پرویز ناتل خانلری (قسمت دوم)

 

اصولی که ادیبان، در مباحثات راجع به رسم‌الخط، بر آن‌ها تکیه می‌کنند، از این قرار است:

١ شیوه‌ی متداول کاتبان قدیم، یعنی سنّت دیرین خطّ فارسی

۲ آسانی ِخواندن و پرهیز از اشتباه

٣ زیبایی ترکیب کلمات

۴ اتّکا به قواعد منطقی دستور زبان فارسی

۵ پیروی از شیوه‌ی خطّ عربی، در موارد مشترک میان دو زبان فارسی و عربی

از این جمله، اصل اوّل هرگز ما را به جایی نمی‌رساند. کسانی که با نسخه‌های خطّی قدیم فارسی و خطوط خوش‌نویسان معروف آشنایی دارند می‌دانند که اوّلاً در هیچ موردی خطّ فارسی قاعده‌ی ثابت و واحدی نداشته است و ثانیاً در طیّ قرون متعدّدی که آثار ادبی زبان فارسی کتابت شده است، تحوّل و تغییر بسیار در شکل حروف و شیوه‌ی نوشتن کلمات روی داده است. بنابراین از نسخه‌های قدیم نمی‌توان حکم واحدی استخراج کرد. برای مثال می‌توان شیوه‌ی کتابت کسره‌ی اضافه را در حالی‌که کلمه به هایِ غیر ملفوظ «ـه» ختم شده باشد ذکر کرد. در این مورد ابتدا بعد از کلمه، شکل «ی» نوشته می‌شد. مانند: خانه‌ی من، بعد برای آن‌که نشان بدهند که این حرف، یای اصلی نیست و تنها بر اثر التقاء (به‌هم رسیدن) دو کسره چنین تلفّظ می‌شود، در کتابت شکل آن را اندکی تغییر دادند و فقط سر ِحرفِ «ی» را نوشتند (یعنی نیمی از آن‌ را)، پس از آن شاید برای آن‌که حروف و کلمات کم‌تر جا بگیرد، این علامت را بالای حرف ِ«ـه» قرار دادند و آن را به شکل همزه در آوردند و این صورت از آن حاصل شد: خانۀ من.

در موارد فصل و وصل حروف و کلمات هم کم‌تر نسخه‌ای را می‌توان پیدا کرد که در سراسر آن قاعده‌ی واحدی برای نوشتن یک وجه مراعات شده باشد، تا آنجا که گاهی در یک سطر کاتب کلمه‌ی واحد را به چند صورت نوشته است. یک مثال ِاین مورد حرف اضافه‌ی «به» است که گاهی به کلمه‌ی بعد وصل شده و گاهی جدا نوشته شده است.

با توجّه به این نکته‌ها در می‌یابیم که اتّکا به شیوه‌ی نوشتنِ کاتبان قدیم، ما را به جایی نمی‌رساند و مشکلی را حل نمی‌کند. پس باید در پیِ اصولِ دیگری رفت.

اصل دیگر، زیبایی شکل کلمات است. بسیاری از کاتبان، خاصّه کسانی که خوش‌نویس بوده‌اند، در ترکیب کلمات از این اصل پیروی کرده‌اند و شاید اختلاف و هرج و مرجی که در شیوه‌ی خطّ فارسی حاصل شده است بیش‌تر نتیجه‌ی توجّه به همین نکته بوده باشد. در هر حال باید در نظر بگیریم که غرض اصلی از نوشتن زیبایی نیست، بلکه بیان مقصود است و اگر هم در بعضی از انواع خطوط چنین غرضی در کار باشد، اکنون که نوشته‌ها با حروف سربی چاپ می‌شود دیگر تفنّن در کتابت میسّر نیست و زیبایی به‌کار نمی‌آید. پس باید این اصل را هم مردود دانست و به کنار گذاشت.

امّا پیروی از شیوه‌ی خطّ عربی هم اصلی نیست که در همه‌ی موارد قابل مراعات باشد. با آن‌که خطّ فارسی و عربی یکی است و بسیاری از لغات در این دو زبان مشترک است، از حیث ساختمانِ زبان، میان عربی و فارسی آن‌قدر تفاوت و اختلاف وجود دارد که هرگز نمی‌توان قاعده‌های کتابت یکی را در دیگری نیز درست دانست و به‌کار برد. مثالِ این مورد حرف ِهای غیر ملفوظ است که در عربی وجود ندارد، یعنی مثلاً صورت «به» که در فارسی نشانه‌ی یک حرف صامتِ ب و یک حرف مصوِّت (کسره) است، در عربی همین شکل برای نشان دادن دو حرف صامتِ ب و ه، و دو مصوِّت پس از هر یک، نوشته می‌شود.

بنابراین در اتّخاذ روش واحد برای نوشتن کلمات فارسی تنها دو اصل می‌ماند که باید مراعات شود: یکی اتّکا به قواعد منطقی دستور زبان فارسی و دیگر کوشش برای وضوح و پرهیز از اشتباه.

امّا در ضمن این دو اصل، باید همواره در نظر داشت که تا هر جا ممکن باشد از بدعت و دوری از اسلوب معمول پرهیز شود، زیرا اگر بخواهیم در این شیوه افراط کنیم روش ما با روش متداول، اختلاف بسیار حاصل خواهد کرد و این اختلاف، خود بسیاری از مشکلاتی را که از تغییر اساسی و کلّی خط پدید می‌آید، در بر خواهد داشت.

 



نظرات 5 | 7:12 AM دوشنبه، 20 دی هزار و سیصد و هشتاد و نه | نويسنده: محمد احمدي | موضوع: عمومی

شیوه‌ی خطّ فارسی؛ دکتر پرویز ناتل خانلری (قسمت دوم)

 

اصولی که ادیبان، در مباحثات راجع به رسم‌الخط، بر آن‌ها تکیه می‌کنند، از این قرار است:

١ شیوه‌ی متداول کاتبان قدیم، یعنی سنّت دیرین خطّ فارسی

۲ آسانی ِخواندن و پرهیز از اشتباه

٣ زیبایی ترکیب کلمات

۴ اتّکا به قواعد منطقی دستور زبان فارسی

۵ پیروی از شیوه‌ی خطّ عربی، در موارد مشترک میان دو زبان فارسی و عربی

از این جمله، اصل اوّل هرگز ما را به جایی نمی‌رساند. کسانی که با نسخه‌های خطّی قدیم فارسی و خطوط خوش‌نویسان معروف آشنایی دارند می‌دانند که اوّلاً در هیچ موردی خطّ فارسی قاعده‌ی ثابت و واحدی نداشته است و ثانیاً در طیّ قرون متعدّدی که آثار ادبی زبان فارسی کتابت شده است، تحوّل و تغییر بسیار در شکل حروف و شیوه‌ی نوشتن کلمات روی داده است. بنابراین از نسخه‌های قدیم نمی‌توان حکم واحدی استخراج کرد. برای مثال می‌توان شیوه‌ی کتابت کسره‌ی اضافه را در حالی‌که کلمه به هایِ غیر ملفوظ «ـه» ختم شده باشد ذکر کرد. در این مورد ابتدا بعد از کلمه، شکل «ی» نوشته می‌شد. مانند: خانه‌ی من، بعد برای آن‌که نشان بدهند که این حرف، یای اصلی نیست و تنها بر اثر التقاء (به‌هم رسیدن) دو کسره چنین تلفّظ می‌شود، در کتابت شکل آن را اندکی تغییر دادند و فقط سر ِحرفِ «ی» را نوشتند (یعنی نیمی از آن‌ را)، پس از آن شاید برای آن‌که حروف و کلمات کم‌تر جا بگیرد، این علامت را بالای حرف ِ«ـه» قرار دادند و آن را به شکل همزه در آوردند و این صورت از آن حاصل شد: خانۀ من.

در موارد فصل و وصل حروف و کلمات هم کم‌تر نسخه‌ای را می‌توان پیدا کرد که در سراسر آن قاعده‌ی واحدی برای نوشتن یک وجه مراعات شده باشد، تا آنجا که گاهی در یک سطر کاتب کلمه‌ی واحد را به چند صورت نوشته است. یک مثال ِاین مورد حرف اضافه‌ی «به» است که گاهی به کلمه‌ی بعد وصل شده و گاهی جدا نوشته شده است.

با توجّه به این نکته‌ها در می‌یابیم که اتّکا به شیوه‌ی نوشتنِ کاتبان قدیم، ما را به جایی نمی‌رساند و مشکلی را حل نمی‌کند. پس باید در پیِ اصولِ دیگری رفت.

اصل دیگر، زیبایی شکل کلمات است. بسیاری از کاتبان، خاصّه کسانی که خوش‌نویس بوده‌اند، در ترکیب کلمات از این اصل پیروی کرده‌اند و شاید اختلاف و هرج و مرجی که در شیوه‌ی خطّ فارسی حاصل شده است بیش‌تر نتیجه‌ی توجّه به همین نکته بوده باشد. در هر حال باید در نظر بگیریم که غرض اصلی از نوشتن زیبایی نیست، بلکه بیان مقصود است و اگر هم در بعضی از انواع خطوط چنین غرضی در کار باشد، اکنون که نوشته‌ها با حروف سربی چاپ می‌شود دیگر تفنّن در کتابت میسّر نیست و زیبایی به‌کار نمی‌آید. پس باید این اصل را هم مردود دانست و به کنار گذاشت.

امّا پیروی از شیوه‌ی خطّ عربی هم اصلی نیست که در همه‌ی موارد قابل مراعات باشد. با آن‌که خطّ فارسی و عربی یکی است و بسیاری از لغات در این دو زبان مشترک است، از حیث ساختمانِ زبان، میان عربی و فارسی آن‌قدر تفاوت و اختلاف وجود دارد که هرگز نمی‌توان قاعده‌های کتابت یکی را در دیگری نیز درست دانست و به‌کار برد. مثالِ این مورد حرف ِهای غیر ملفوظ است که در عربی وجود ندارد، یعنی مثلاً صورت «به» که در فارسی نشانه‌ی یک حرف صامتِ ب و یک حرف مصوِّت (کسره) است، در عربی همین شکل برای نشان دادن دو حرف صامتِ ب و ه، و دو مصوِّت پس از هر یک، نوشته می‌شود.

بنابراین در اتّخاذ روش واحد برای نوشتن کلمات فارسی تنها دو اصل می‌ماند که باید مراعات شود: یکی اتّکا به قواعد منطقی دستور زبان فارسی و دیگر کوشش برای وضوح و پرهیز از اشتباه.

امّا در ضمن این دو اصل، باید همواره در نظر داشت که تا هر جا ممکن باشد از بدعت و دوری از اسلوب معمول پرهیز شود، زیرا اگر بخواهیم در این شیوه افراط کنیم روش ما با روش متداول، اختلاف بسیار حاصل خواهد کرد و این اختلاف، خود بسیاری از مشکلاتی را که از تغییر اساسی و کلّی خط پدید می‌آید، در بر خواهد داشت.

 



نظرات 1 | 7:12 AM دوشنبه، 20 دی هزار و سیصد و هشتاد و نه | نويسنده: محمد احمدي | موضوع: عمومی

شیوه‌ی خطّ فارسی؛ دکتر پرویز ناتل خانلری (قسمت اوِِل)

 

 

درباره‌ی نقص‌های خطّ فارسی و لزوم تغییر آن بسیار کسان گفتگو کرده و داد سخن داده اند. کار جعل و وضع و اختراع خطّ تازه داوطلب فراوان دارد، زیرا که کاری آسان شمرده می‌شود.

اگر چه خطّ فارسی دارای نقص و عیب هست، خطّ لاتینی که برای نوشتن بعضی از زبان‌های مهمّ دیگر معمول است نیز همان قدر یا بیش‌تر نقص دارد. مسلّم است که نقص و عیب خطّ انگلیسی از خطّ فارسی کم‌تر نیست، امّا این امر نه موجب بی‌سواد ماندن انگلیسی زبانان و نه مانع رواج این زبان در میان ملّت‌های دیگر جهان شده است. بنابراین گناه بی‌سوادی بیش از هشتاد درصد مردم ایران را بر گردن خطّ فارسی نباید گذاشت.

البتّه وضع الفبایی که برای نوشتن حروف و کلمات فارسی مناسب‌تر باشد امری ممکن است.امّا اتّخاذ الفبای جدید چه مشکلات و مفاسدی در بر خواهد داشت؟ پهلوانان میدان تغییر خط، آسان‌ترین قسمت امر را گرفته و قسمت‌های دیگر را که مستلزم فهم و دقّت و کوشش بیشتر است فرو گذاشته‌اند.


ادامه مطلب
نظرات 1 | 7:35 AM دوشنبه، 6 دی هزار و سیصد و هشتاد و نه | نويسنده: محمد احمدي | موضوع: عمومی

بت تراش/استاد نادر نادرپور

 

 

امروز که در لابلای اشعار معاصر می‌گشتم ناگاه چشمم بر برگه‌ای افتاد که شعری زیبا بر رویش نوشته شده بود. شعری بسیار زیبا از استاد نادر نادرپور. هرچند که در این شعر معشوقه مورد ستایش شاعر قرار گرفته ولی شاعر بتی را که خود از معشوق زیبایش ساخته مورد عتاب و تهدید قرار داده، تا معشوق خود را چندان بالا نبرد که عاشق را هیچ انگارد و با بی‌وفایی او را از یاد ببرد چرا که در این صورت بت‌تراش بتی را که خود ساخته به دست خویش از میان خواهد برد. فضای حاکم بر این شعر آدم را به یاد شعرای دوران واسوخت و افکار ایشان می‌اندازد. امید که از این شعر زیبا لذّت ببرید.

 

پيكر تراش پيرم و با تيشه‌ی خيال

يك شب تو را ز مرمر شعر آفريده‌ام

تا در نگين چشم تو نقش هوس نهم

ناز هزار چشم سيه را خريده‌ام...


ادامه مطلب
(نظر بدهید.) | 7:05 AM دوشنبه، 6 دی هزار و سیصد و هشتاد و نه | نويسنده: محمد احمدي | موضوع: عمومی

زندگی برای توست...!

 

 

 

خنده‌ام گرفته، ببین

بر تمامِ خاکی‌ها

جنگ و چنگْ اندازی

کارشان شده اینها

زندگی چنان تندر

گِردِ هر سری چرخان

تا کی و کجا باید

غفلت از خود ای انسان!

آه و حسرتی بر لب

حاصلِ حیاتِ ماست

کوششی نما، برخیز

عاشقی برای ماست!

 

 


ادامه مطلب
نظرات 2 | 4:36 AM یکشنبه، 5 دی هزار و سیصد و هشتاد و نه | نويسنده: محمد احمدي | موضوع: عمومی

منوی اصلی

صفحه ی نخست
پست الکترونیک

درباره ی ما


هزاران جمعه مي آيد كه با آدينه خو دارد-بياد نرگس مستش هزاران دل وضو دارد- در اين آدينه ي غمگين گمانم ديده مي بارد- گواهم-قطره- اي باشد كه با آدينه خو دارد

نویسندگان

(13) محمد احمدي

مطالب گذشته

موضوعات وبلاگ

(8) عمومی
(0) نقد حال
(5) اشعار من
(0) نثر معاصر
(0) نثر کهن

صفحات

1 2

پیوند های روزانه


پیوند های وبلاگ

شعر نو شاعران معاصر و شاعران جوان
شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی
راسخون
زبان و ادبیات فارسی
لیست وبلاگ های برتر
.:: قالب وبلاگ ::.
بازی آنلاین

خبرنامه

نام:  
ايميل:

اضافه حذف

نظرسنجي

شما بیشتر چه چیزی مطالعه می‌کنید؟
اخبار روز
کتاب داستان
کتاب‌های پژوهشی و دانشگاهی
کتاب‌های شعر
هیچ‌کدام

آمار

بازديد هاي امروز : 2
بازديد هاي ديروز : 3
بازديد هاي اين ماه : 62
كل مطالب : 15
كل بازديد ها : 1506
ايجاد صفحه : 0.203125 ثانيه

چت باکس

توضیحات

سرویس وبلاگ نویسی فارسی
----------------------------------

RSS
Powered by IRANBLOG.COM
قدرت گرفته از ایران بلاگ

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ http://parvazesokoot.iranblog.com/ محفوظ می باشد.